در کوچه شهیدتاجری۱۴ هنوز راه و رسم همسایهداری پررنگ است اگر کسی به رحمت خدا برود یا جشن ازدواجی برپا شود، همسایهها بدون کارت دعوت به مراسم میروند و کمک میکنند.
محله
آیت الله عبادی
محله عبادی بخش ابتدایی خیابان آیتالله عبادی است که اکنون از میدان شهدا تا پل کابلی امامحسین (ع) کشیده شده و تا پیش از سال ۱۳۸۳ خواجهربیع نام داشت و بعد از درگذشت آیتالله سیدمهدی عبادی، امامجمعه وقت مشهد، به نام ایشان نامگذاری شد. تا پیش از سال ۱۳۴۵ این محله از میان باغات «امین» و «نکاح» میگذشت. محله عبادی جزو چهارمحله کوچک، اما پر تراکم مشهد است.
خانواده شهید امیر علیزاده خبر شهادت فرزندشان را همزمان با اولین روز سال ۱۴۰۵ از زبان اولین میهمانان سال جدید شنیدند با بیان این جمله که: «قرار شده است اولین روز سال را به خانواده شهدا سر بزنیم.»
محمدجواد ذاکرزاده، پینهدوز قدیمی محله عبادی ۶۱سال است که به تعمیر کفش میپردازد و با ظرافت خاصی آنها را روبهراه میکند.
علی جلالیان ابراهیمی، ۵۴ سال دارد. او در محله عبادی به حرفه صحافی میپردازد و به گفته خودش اینکار برایش آمد داشته است.
حاج محمدعلی دهقانپور؛ نزدیک به ۴۰سال است که به حرفه چاقوسازی مشغول است، کاری که به قول خودش با عنوان چلونگر از آن یاد میشود، او میگوید: این شغل را "حداد"، "چاقوساز"و "کاردساز" هم میگویند.
با آغاز جنگ تحمیلی، مدارس تعطیل شد، اما مدیر دبستان شهیدمطهری با خوشفکری شرایطی فراهم کرد تا کار تربیتی در دل جنگ نیز انجام شود و دانشآموزان، تجربه خوبی از همدلی در این شرایط کسب کنند.
عنایتالله اخگر، مداح ۴۵ ساله محله عبادی، با تشویق مادر و استادانش مسیر مداحی را با علاقه پیمود و حدود ۱۱ سال قبل مجمعالذاکرین را راهاندازی کرد تا با آموزش و برگزاری مراسم مذهبی، افراد دیگری در این راه پرورش یابند.
خاطرهای که روزهای منتهی به پیروزی انقلاب تعریف میکند، مربوط به ورود به زور تعدادی از نظامیهای رژیم به مدرسه نواب برای یافتن اثری از اعلامیههاست که البته موفق نشدند اما یکی از مأمورها میخواست کتابها و قرآنها را آتش بزند.
زمانیکه موضوع جوانی جمعیت و اهمیت فرزندآوری ازسوی رهبر انقلاب مطرح شد، عالیهخانم این حرفها را تنها یک توصیه نمیدید و به اتفاق همسرش تصمیم گرفتند تعداد فرزندانشان را افزایش دهند و زندگیشان وارد فصل تازهای شد.
چندسالی است نام «شهیده زنگویی» بر تابلو شهیدکامیاب ۶۰ نقش بسته است. او در حج تمتع سال۱۳۶۶، زمانیکه با مشتهای گرهکرده در راهپیمایی برائت از مشرکین حضور داشت، به دست رژیم سعودی به شهادت که آرزویش بود، رسید.
هاشم آلابراهیم میگوید: خانه پدریام در کوچه روضهخوان ۳ دیواربهدیوار خانه خالهام بود. خانه قدیمی خودمان هنوز پابرجاست، اما بهجای خانه خالهام، مسجد امامهادی (ع) بنا شده است.
جواد عدالتی ساکن محله عبادی میگوید: مرحوم پدرم دوچرخه داشت، آن موقع ما ۱۱ تا بچه بودیم، وقتی پدرم علاقه ما را به دوچرخهسواری دید برایمان یک دوچرخه خرید. یعنی یک دوچرخه برای ۱۱ نفر
در راسته بولوار عبادی به سراغ یکی از قدیمیهای محله میروم، زیراندازی پهن کرده و نیمی از فضای پیادهرو را به خود اختصاص داده، از دور ملافه سفیدی نمایان است که در آن پنبهها هنوز جای خود را پیدا نکردهاند.
محترم مشهدی مادربزرگ مهربان محله عبادی میگوید: برای آجیل شب عید دانههای زردآلو و تخمههای هندوانه و خربزه را تف میدادیم و در کنار خرما و کشمش به عنوان آجیل شب عید استفاده میکردیم.
محمد لوکیان میگوید: وقتی کار سیمپیچی تمام شد، برای اینکه لاکی که برای عایقبندی استفاده شده بود، زودتر خشک شود، گرمش کردم که همان گرما باعث آتشگرفتن موتور شد.
فرید فرقانی، استاد هنر میناکاری به روش خانهبندی است؛ هنری که قدمتی ۵هزار ساله دارد اما اکنون آنقدر تعداد استادنش کم شده که بیم نابودیاش میرود.
متین دلاورپژوه به راحتی صاحب گلخانه نشده است. او میگوید: افسردگیام ادامه داشت تا اینکه روزی جمله طلایی «معلولیت محدودیت نیست.» را از مجری رادیو شنیدم و تحولی در من به وجود آورد.
خیابان آیتالله عبادی ۳۰ به دلیل وجود کارخانه کبریتسازی در آن، به کوچه کارخانه کبریت معروف شده است؛ کارخانهای که اگرچه در ابتدای انقلاب بسته شد، نام خود را برای همیشه برروی این کوچه به یادگار نهاد.
خانه سیدجعفر شفاپور به "خانه شبیهخوانها" معروف شده بود، پدربزرگ، پسر و نوه در کنار هم گروه شبیهخوانی آل الله را تشکیل میدهند.
موتورسواری با دو سرنشین به تعقیب شهید کامیاب پرداختند و در تقاطع خیابان راه آهن (خیابان شهید کامیاب فعلی) و خیابان خواجه ربیع، در حالی که سرعت ماشین کم شد، دو گلوله به وی شلیک کردند.